|
چند هفته پیش...یه فیلمی دیدم...که وسطاش قطع می کردم...بعد می رفتم یه گوشه گریه می کردم... چند هفته پیش...یه فیلمی دیدم...که روح و جسم و روان منو سخت ازرد... چند هفته پیش...52 دقیقه فوش بود و ناراحتی... تازگی ها نمی دونم چرا وطن پرست شدم... وقتی بر میگردم عقب...می بینم کلا هیچوقت نه وطن پرست بودم,نه شهر پرست... اما وقتی 52 دقیقه فیلمی رو دیدم...و گذاشتمش کنار 52 دقیقه از فیلم
هایی که قبلا دیده بودم...52 دقیقه فیلم هایی که ایرانی نبودند...همین
هموطن مادر قحبه ای که می خواستم سر به تنش نباشد...عجیب مرا به فکر برد... بعد یاد اهنگ سیاوش افتادم و تمام اهنگ های کس شعری که در مورد رفتنه... ولی ارزو نکردم کاش 52 دقیقه یک فیلم دیگری می دیدم... چون برای اولین بار 52 دقیقه فیلمی دیدم که حقیقت بود... کاش همه فیلم ها 52 دقیقه بودند...ای کاش... "نسل 60 ای ما دارد با یک تراژدی می میرد"
هوم؟! اوهوم...
هی هی...صبر کن صبر کن...بزن عقب... چقد این حرفا برام اشناس...!
وقتی موله ی یه چیز می شم...می چسبم بهش...مثه کنه ها...تا حد سپوختن... خدا رو شکر سالی یه بار موله درس می شم... پ.ن:فرقش اینه که تو نمی دونی فردا چی می شه..."فرقش" زیاده...زیاد... پ.ن1:اسپرم هایت را همیشه در هوا معلق کن...اما هیچوقت به طرف کسی نگیرش...هیچوقت!
پشت این پنجره ها دل می گیره...غم و غصه دلُ تو می دونی... وقتی از هیچی حرف نمی زنم...اه...می دونم که تو می دونی...تو می دونی... |
About![]()
من همونم که یک روز اینجا بودم...رفتم...برگشتم... Archives11/22/2009 - 12/21/200910/23/2009 - 11/21/2009 9/23/2009 - 10/22/2009 Specific
بلاگ کد
فتو نایت
آپلود عکس
گالری عکس
انتخاب وبلاگ برتر
کد موسیقی لایت
قالب های نایت اسکین
|